یا مهدی ادرکنی
با مهدی ، در انتظار مهدی

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت ، امام عصر و الزمان مبارک . . .

      به امید روزی که همه‌ی پیامک های جهان این باشد:

مهدی فاطمه آمد .

 

 


آقا جان از گناهانم شرمنده ام! از این که باعث ناراحتی شما می شوم شرمسارم! از این که خود را محب شما می دانم ولی رفتارم شبیه شما نیست خجالت زده ام! آقا یاری ام کن تا دست از گناه بشویم و موجب رضایت شما شوم.

هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که در کدامین دسته بندی قرار دارید؟ نامه اعمال شما باعث ناراحتی امام زمان علیه السلام می شود و یا باعث خشنودی ایشان؟ براستی چه چیز از این بالاتر که با اعمال خود باعث خشنودی امام عصرمان شویم؟!

همه ما نقاط ضعف و گناهانی داریم که قطعا باعث دلگیری اماممان می شود. برخی زبانشان به غیبت آغشته می شود و عده ای زبان به دروغ می گشایند، آن دیگری مال حرام می خورد و حق دیگران را ضایع می کند.آن یکی تهمت می زند و هتک آبرو می کند. خلاصه هر کس به گناه یا گناهانی مبتلا می باشد.

بیاییم در این روزهای عزیز که ایام ولادت امام عصر(عج) و شادی اهل بیت می باشد با اماممان عهدی ببندیم از سر صدق و راستی که دیگر گرد آن گناهان نرویم و موجب رضایت خدا و اهل بیت و خاصه امام زمان (علیهم السلام) باشیم.

 

 

(رجعت) در لغت به معنی بازگشت است، و در اصطلاح به معنی بازگشت گروهی از مؤمنان خالص و عده‌ای از منافقان فاجر پیش از قیامت به این جهان است.

اعتقاد به رجعت یکی از عقاید مسلم و تردید ناپذیر شیعه است، که بر اساس آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام استوار می‌باشد.

باری، خداوند منان بر طبق حکمت بالغه اش، مقرر فرموده که به هنگام پیاده شدن احکام الهی واستقرار یافتن حکومت واحد جهانی، چشم انتظاران آن روزگار مسعود باز گردند واز برکات بی پایان دولت کریمه خاندان وحی برخوردار شوند.

هنگامی که مؤمنان خالص برای مشاهده الطاف حق، ودرک لذت زندگی در پناه دولت حق باز می‌گردند، ستمگران و ملحدان نیز باز می‌گردند، تا پیش از آخرت قسمتی از واکنش اعمال خود را ببینند و مایه سرور و تشفی خاطر ستمدیدگان گردد.

فرمان رجعت همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند قادر متعال صادر می‌شود، و جمعی از بندگان خالص خداوند، که سال‌ها و احیانا قرن‌ها پیش از آنان دیده از جهان فرو بسته‌اند، باز می‌گردند و تجلی قدرت خداوند را در دولت کریمه امام مهدی (علیه السلام) می‌بینند.

آیات بی شماری از قرآن کریم، توسط پیشوایان معصوم - علیهم السلام - به عنوان آیات رجعت مطرح شده، که از بررسی آن‌ها وقوع رجعت در میان پیشینیان وامکان آن در آینده به روشنی اثبات می‌گردد. در اینجا به چند نمونه از آیاتی اشاره می‌کنیم، که در احادیث اهل بیت عصمت وطهارت به رجعت گروهی از مؤمنان و مشرکان خالص بعد از ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) تفسیر شده است:

سلام بر آقاي خوبي ها‬ ... ‫آقا دلم برايتان خيلي تنگ شده بود‬ ‫گفتم دست به قلم ببرم‬ ‫و برايتان چند سطر نامه بنويسم‬ ‫سيد ما مولاي ما ....‬ می دانم در مقابل عظمت شما ذره ای ؛ محسوب نمی شوم . اما چه کنم که قلبم آرام ندارد این توده ی خاک گرفته ؛ مانند پرنده ای در کالبد تن؛ خودش را به هر دریچه ای می رساند تا غبار راه قدوم مبارک شما را بر چشمان خود سرمه سارد . مولایم با دیده ای اشک بار می نویسم تا شاید غبار اشک پرده ی باشد بین نگاه مهربان شما با دیدگان پر از گناه من شرمنده ام از اینکه نمی توانم آن باشم که ؛ یار مهدیم گویند . مولای من . می دانم گوش جانت با من است می دانم که نگاه غمگینت با من است می دانم دست پر مهرت با من است اما این نفس درون من است که من را با خود به نا کجا آباد بی هستی می کشاند . مولای خوبم ای مهربان هستی زاده شده از خوبیها می دانم مهربانی تو بیش ار ان است که دستان پر التماسم را که به سویت دراز شده اند ندیده بگیری اما آقایم خجلم از خودم خودی که با تو نبوده اما گدایی از تو را خوب می داند آری ؛ دست سائل و پر تمنای من که از آستین خودخواهی ای درونم بیرون آمده است و هیچ کس نمی تواند آن را به اصلاح اصل خود بازگرداند جر نگاهی از لطف تو آقا ؛ می دانم که آنقدر کریمی که گوشه چشمی از دیده ات می تواند نور زندگی من را به روشنایی سبز نگاهت پیوند دهد وقلب خاموش من را به گرمای وجودت اتصال . پس آقایم برای تو می نویسم . برای تو می خوانم و برای تو می گریم تا شاید به این گدای درگهت گوشه چشمی را عنایت فرمایی.

 

آغاز امامت آقا صاحب الزمان را تبریک می گویم
مهدوی باشید

 

 

 

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

                                                چه بغض ها که درگلو رسوب شد نیامدی

 خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

                                             خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه!

                                             ولی برای عده ای چه خوب شد، نیامدی

   تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

                                             دوباره صبح،ظهر، نه!غروب شد نیامدی
 

 

 

جانها، شورانگیز از یاد دلربای توست. شقایق های شادی بشر، در شبستان شیدایی تو می كاود و شایسته ترین بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حیات خویش را در آویختن به شاخه طوبای محبت تو می دانند.

یارا !!

دلها به یاد تو می تپد و روشنی نگاه منتظران به افق خورشید ظهور توست ...

ای برترین افق برای پرواز پرندگان آرزو !!

ای تجلی آبی ترین آسمان امید !!

ای منتهای برترین خیال هستی !!

ای آرمان همه چشم انتظاران !!

دنیا نیازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زیارت روی دلربای تو می تپد.

ای قلب عالم امكان!! ....


اللهم عجل لوليك الفرج

وَ قَد ترکتُ الثقلَيْن فيکم الآل و القُرآن في أَيديْکم أنبأني اللَطيف أَن يَتَّفِقا الي وُرود الحَوض لَنْ يَفْتَرقا .
س از خود دو چيز نفيس بر جاي مي‏گذارم: اهل بيتم و قرآن؛ و اين هر دو در دستان شماست، خداي لطيف آگاهم ساخت که اين دو با همند، و تا ورودتان در حوض هرگز از هم جدا نمي‏شوند.
«از قصائد علامه عجيلي، عبقات الانوار، ج 1، ص 771».
براي شناخت اسلام و درک اصول و فروع آن دو منبع اصلي و اساسي وجود دارد، نخست کلام خدا قرآن، که قانون اساسي اسلام است. و ديگري سنت و حديث، که شارح و مفسر و مبين قرآن مي‏باشد. اين دو منبع اصلي دريافت مباني اسلام است.
قرآن کلام خداست، که به تدريج بر پيامبر توسط فرشته وحي نازل شده است. و در زمان پيامبر و به دستور ايشان توسط چند تن از اصحاب نوشته و جمع آوري شده است، و در آن تحريف و تغييري نيست.
حديث در لغت به معناي ضد قديم است. و در اصطلاح روايي؛ گفتار، کردار و تقريري است، که از پيامبر رسيده است.
به اجماع علما، حديث اصل دوم از اصول احکام است. فقها در بيان کتاب خدا و در استنباط احکامي که در قرآن درباره آنها آيه‏اي وارد نشده است، به حديث مراجعه مي‏کنند. از اين رو حديث يا مبين قرآن است، و يا مؤکد آنچه در قرآن آمده، و يا احکامي را اثبات مي‏کند که قرآن به طور آشکار آن را بيان نکرده است. 
بنابراين، اقوال، افعال و تقريرات پيامبر به صريح قرآن حجت است، و عامل هدايت، رستگاري و نجات.
زيرا: «لا يَنْطِق الاّعن وَحْي، و لا يُقِرّ اِلاّ الحَقّ الثابت».
پيامبر جز از وحي سخني نمي‏گويد، و جز چيزهايي را که حق است و آدمي را از گمراهي نجات مي‏دهد، تقرير نمي‏کند.
داوري قرآن درباره سخن پيامبر و اطاعت از او
«وَ ما يَنْطِق عن الهَوي، إنْ هو اِلاّ وَحيٌ يُوحي». 
(پيامبر) از روي هوا (بيهوده و براساس هواي نفس و گرايشهاي نادرست و غير الهي) سخن نمي‏گويد، گفتار او همان چيزي است که به او وحي شده است.
«مَنْ يُطع الرَّسولَ فَقَدْ اَطاعَ اللّه‏».
هر که از رسول پيروي کند، همانا از خداوند اطاعت کرده است.
«وَ اِنْ تُطيعوه تَهْتَدوا».
اگر از پيامبر اطاعت کنيد، هدايت مي‏شويد، و راه درست را مي‏يابيد.
«فَلْيَحْذَرِ الّذين يُخالفون عن أمره اَنْ تُصْيبَهم فتنةٌ او تُصيبَهُم عذابٌ أليم».
کساني که دستور و راهنمايي‏هاي پيامبر را بر نمي‏تابند، و با آنچه آن حضرت مي‏گويد و مي‏خواهد، مخالفت مي‏کنند، بترسند از اين که ممکن است آنان را فتنه‏اي يا عذاب دردناکي فرا گيرد.
حديث آنچه را در قرآن به اجمال مطرح شده، روشن مي‏سازد، اطلاقات آن را مقيد مي‏کند، عام آن را تخصيص مي‏دهد، احکام آن را
به تفصيل باز مي‏گويد، و مشکلات آن را توضيح مي‏دهد. از اين رو حديث را مي‏توان شارح اصول شريعت و قرآن دانست.
«و ذلک الاقتصار علي الکتاب رأيُ قومٍ لاَخلاقَ لهم».
(مردماني که تنها کتاب را براي دينداري کافي بدانند، و به آن بسنده کنند، و به سنت پيامبر ـ اقوال، افعال و... ـ بي اعتنا باشند، بهره درست از دين ندارند)،
چه بسا اين کار آنان را به تأويلات نابجا وا دارد، ادعاهاي باطل را مطرح سازند، در هواهاي نفساني فرو افتند، بي دليل (قانع کننده و استوار) به طرح مسائلي بپردازند، و از منطق سالم و صحيح دور شوند.
و اين بدان خاطر است که گفتار و کردار پيامبر بر اساس نص صريح قرآن حق است.

درباره شباهت امام مهدی (عج) به حضرت یوسف (ع) آمده است ؛ حضور آن امام است. (برادران يوسف در مصر) بر او وارد شدند. او، آنان را شناخت، ولي آنان او را نشناختند. طبق روایات، يوسف زهرا (ع) نيز در ميان مردم حضور دارد. در كنار آنان راه مي‏رود و بر فرشهاي آنان پا مي‏نهد ولي مردم، او را نمي‏شناسند.
امام صادق‏ (عليه السلام) فرمودند:

" قائم (عج) در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرشهاي آنان گام مي‏نهد، ولي مردم او را نمي‏شناسند، تا هنگامي كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند. همان گونه كه به يوسف اجازه داد ". و باز امام صادق‏ (عليه السلام) فرمود: " صاحب اين امر امام مهدي (عج) با برخي از پيامبران، شباهتهايي دارد... امّا شباهت او به يوسف، در پرده بودن او است؛ يعني خداوند كاري مي‏كند كه هر چند او را مي‏بينند، ولي نمي‏شناسند. "

 


اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در؟

وي وصي آل حيدر كي تو مي‏آيي ز در

چشم اميد تمام انبيا و اوليا

بر ظهور تست آخر كي تو مي‏آيي ز در

ديدگان اشكبار شيعيان مي‏خواندت

كاي به عالم مير و رهبر كي تو مي‏آيي ز در

هر سحر گويد مؤذن با نواي تازه‏اي

مجري احكام داور كي تو مي‏آيي ز در

روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات

منجي دلهاي مضطر كي تو مي‏آيي ز در؟


كودكي‏ امام مهدی (عج) و حضرت یوسف هم وجه شبه آن دو بزرگوار در روایات است. غيبت يوسف از دوران كودكي آغاز شد.
خداوند در قرآن می فرماید : " و (در همين حال) كارواني فرا رسيد و مأمور آب را (در پي آب) فرستادند. او دلو را در چاه افكند. (ناگهان) صدا زد: مژده باد اين كودكي است (زيبا و دوست داشتني)! غيبت يوسف زهرا (عليه السلام) نيز از دوران كودكي آغاز شد.

ادامه مطالب این بخش
صفحات اصلی آرشیو شده

تمامی حقوق مادی و معنوی " یا مهدی ادرکنی " برای " ملیکه " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم